مهربان همانند داستان هایم...
ماه مبارک رمضان

اول خدا
   سلامی به لب های تشنتون به چشم هایتون که به ساعت خیره شده تا ببینه کی وقت اذانه تا بیایی آب گوارا بخوری راستش روز اول خیلی برام سخت بود که روزه بگیرم به خاطر همین لب هام خشک شده بود.اما وقتی که اذان داد تا اومدم آب بخورم یاد سید الشهدا افتادم واقعا چقدر سختش بوده نه12ساعت بلکه سه روز آب نخورد دیگه آبش گوارایی قبل رو نداشت به نظرم آب هم در فکر امام حسین بوده چه زیبا ! به هر حال ببخشیددیر به دیر این وبلاگ رو به روز می کنم. خداحافظ



نظرات شما


موضوعات

بازدید ها

    کل بازدید:26714
    تعداد کل مطالب : 30
    تعداد کل نظرات : 42
    تاریخ آخرین بروزرسانی : پنج شنبه 22 تیر 1391 
    تاریخ ایجاد بلاگ :
    پنج شنبه 3 تیر 1389 

دیگر امکانات

درباره ما

    وقتی به دنیا آمدم گریه کردم چون میدانستم به چه دنیایی آمدم ولی وقتی سرسبزی هایش را دیدم خندیدم ولی الان آرزو دارم به دنیا کودکی بازگردم دنیای عروسک بازی دنیایی سر شار از محبت دنیای پاکی و....